Jump to Navigation

Meraki و مشکل جوانی در Silicon Valley

 

افروز جلالیهمانند شرکت Cisco شرکت Meraki نیز از سازندگان تجهیزات شبکه همانند مسیریاب، دستگاه های بی سیم و نرم افزارهای لازم برای مدیریت آنهاست. این شرکت توسط دو دوانشجوی دکتری دانشگاه MIT به نام های Sanjit Biswas و John Bicket و همراهی Hans Robertson شروع به کار کرد. Meraki  که از یک واژه یونانی گرفته شده و به معنای خلق کردن چیزی با شور و شوق است. در زمینه ای که مملو از استانداردهای فنی است، تأکید این شرکت بر سادگی و سهولت استفاده بود. ویژگی هایی که مد  نظر شرکتی مانند Cisco نیز بود و در دسامبر 2012 Meraki را به بخشی از این شرکت تبدیل کرد.

شرکتی مانند Cisco حوزه شبکه را در سه دهه اخیر به تسخیر خود در آورده است. با این حال در سال های اخیر به منظور حفظ موقعیت خود در این عرصه با چالش هایی مواجه بوده است. روندی که در Silicon Valley همواره وجود داشته و بر این مبنا، شرکت های قدیمی جای خود را به  شرکت های نو ظهور می دهند. اما در حال حاضر این روند منجر به محرومیت نیروی جوان، نیروی با تجربه ی قدیمی و به تبع آن محرومیت ما می شود. مهندسین جوان با دنبال کردن تازه ترین ها و جذاب ترین ها از موقعیت های موجود در عرصه نیمه هادی ها، ذخیره داده و شبکه که شالوده Web 2.0 را تشکیل می دهند چشم پوشی می کنند. برای مثال بدون یک مسیریاب خوب به منظور فراهم آوردن Wi-Fi قابل اطمینان، کاربرد اشتراک فایل در Dropbox شما قادر به همگام (sync) شدن نخواهد بود. استعدادهای موجود که به Silicon Valley سرازیر شده اند به بهبود این عناصر زیرساختی توجه کمی دارند و نیروی خود را بر روی ایجاد کاربردهای(application) جدید متمرکز نموده اند.

همانند شرکت های بزرگی مانند Intel که در آن ایده های بزرگ برآمده از تخصص بنیان گذاران این شرکت است،   Meraki نیز حاصل پیوند میان آکادمی و صنعت است. ترکیبی از داشجویان تحصیلات تکمیلی و محقق در زمینه فناوری، مشاوران قدرتمند و دانشجویان اخراجی که همگی در سود حاصل سهیم بوده اند. از آن زمان به بعد ضمانت ضمنی جایگاه آکادمی در کارآفرینی ناپدید شده است. دانشجویان هنوز از دانشگاه اخراج می شوند اما مثلاً برای ایجاد کاربردی مانند اشتراک دوچرخه. بخش بزرگی از این روند آماتوری و غیر تخصصی و یا به تعبیری دیگر بلوغ زودرس، توسط فناوری های وب و چارچوب های کاری برنامه نویسی که به سادگی قابل استفاده هستند مانند Ruby  و Rails و انفجار واسط های برنامه نویسی (APIs) به وجود آمده است.

این مفهوم که قبل از پایه گذاری یک شرکت به دانش عمیق در آن زمینه نیاز نیست، تا حد زیادی واقعی و صحیح است. این مسئله به همراه تمایل سرمایه گذاران که امثال Mark Zuckerberg را حمایت کردند چشم انداز محصولات فناوری را تغییر داده است. اگر چه تعداد و نوع سرمایه گذاری ها متنوع هستند خود محصولات از یک جنس به نظر می رسند. با نگاهی به کاربردهای مختلف ایجاد شده که در برخی موارد با میزان قابل توجهی گزارش خطا مواجه است می توان دریافت که در حال حاضر ایده بر فناوری اولویت دارد.

مشکل از آنجا ناشی می شود که مهندسین جوان، مهندسین قدیمی را به اندازه کافی باهوش نمی پندارند و مهندسین با تجربه نیز با رویکرد مهندسین تازه نفس موافق نیستند. به گفته David Dalrymple که یک متخصص فناوری در Silicon Valley است "ابتکاری ترین و موثرترین شرکت ها آنهایی هستند که توسط نیروی قدیمی هدایت می شوند و سعی در جذب نیروی جوان دارند مانند Apple و بر عکس مانند Google". در Meraki نیز سعی شده است که محصولات ترکیبی از تجربیات و تخصص نیروی قدیم و جدید باشد تا بدین وسیله از توانایی های هر دو گروه بهره برداری شود. اما آیا چنین رویکردی می تواند ضامن بقا و رشد یک شرکت باشد؟ چگونه می توان ضمن حفظ و تضمین حرفه ای بودن محصولات با استانداردهای بالا با بازار رو به رشد ایجاد کاربردهای جذاب اما نه چندان حرفه ای رقابت کرد؟ 


منبع: www.nytimes.com

افزودن دیدگاه جدید

CAPTCHA
برای جلوگیری از ورود اسپمرها ، تصویر زیر را وارد کنید. (عدم حساسیت به حروف کوچک و بزرگ)
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.


News | by Dr. Radut